وبلاگ ها

دشمن، رقيب، رفيق

روحاني سياست مدار عملگرايي است و درست به خاطر همين خصيصه است كه او آدم خوش‌ قولي در عرصه عمل از آب درآمده، مي‌توان عمل به وعده‌هايش را در باز گشايي خانه سينما، پيگيري مشكلات درياچه اروميه و اين روزها ديپلماسي هسته‌اي را به عينه مشاهده نمود.

پاییز

اين روزها بد جور خسته‌ام انگار كه تمام كوه‌هاي دنيا را كنده‌ام. و گويي تمام لگد هاي دنيا را خورده‌ام و آرام به گوشه‌اي خزيده‌ام. به همه چيز فكر مي‌كنم، به دنيايي كه به سرعت مي‌گذرد، به عمري كه بر باد مي‌رود به جدائي‌هاي به مرگ به روابطي كه مسموم است، به دنيايي كه احساس نزديكي با آن نمي‌كنم، روزگاري فكر مي‌كردم كه تمام انسان‌هاي زمين خويشاوند همديگرند اما مسافت‌ها و جغرافيا مانع از آشنايي شان مي‌شود اما امروزه روز ديگر نه، حتي با نزديك‌ترين كسانم نيز غريبم.

رفیق

تاريكي همه جا سفره‌اش را پهن كرده بود، از آسمان وحشت مي‌باريد. سرماي استخوان سوز اين فصل سال و برفي كه همچنان مي‌باريد خلوت سكوت را حاكم بلامنازع كوهستان كرده بود. از دور دست صداي زوزه گرگي تنها به گوش مي رسيد، قرچ قرچ برف‌هايي كه با فرود گالش‌هايي شكسته مي‌شدند نزديك و نزديك تر مي‌شد.

جهان بين دو اردوگاه

فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در دهه 90 ميلادي آغازي بود بر پايان يك دوره جنگ سرد بين ستارگان جهاني. بسياري اين پايان را جشن گرفتند و موازنه قدرت در غيبت رقيب آسان تر از تمام تقلاها براي يار گيري سياسي در بلوك بندي‌ شرق و غرب آن دوران بود.

صفحات