قضاوت با شما!

آپار نيوز-بازهم بعد ازگذراز موج های پیاپی انتخاب در دیارمان، دیگر بارموج مجددی نیز در راه است و خدا می داند که این بار چه حسرت دیگری برای سال های بعد پیش می آورد .

آپار نيوز به نقل از سمنا،  فضای شهر متلاطم حسی غریب است و قلم بدستان بسیاری هم از سر شوق، احساس، تکلیف و… آنچه را که دل تنگشان دارد و سال ها این پدیده تاریخی در شهر و منطقه را دیده و لمس کرده اند بر صفحه بی جان سایت ها و با حروف سخت و سرد سربی نوشته و می نویسند – که خود جای بسی شگفتی است و فال نیکی اگر که برای چهار سال دیگر فراموش نشود!
باری انگار که با احساس های قبل متفاوت تر است. در ادوار پیشین ، اگر رقابت بود و یا هر چیز دیگر، بین چند نفری بیش نبود و شاید هم می شد احتمال داد که چه می شود و چه کسی گوی سبقت و یا شکار می رباید … اما این دوره هر چند از ظاهر مطلب های پیشین، رخداد تازه تری را رقم نخواهد زد، چرا که تنها چیزی که در امواج صوتی این جریان در سمیرم ما روی میدهد و فقط چند روزی شدت شکستن دیوار صوتی آن زیادتر می شود، ««برای چه انتخاب کردن و چه کسی را انتخاب کردن است »» که در لابلای لایه های ضخیم انتخاب کننده و منتخبمان، دستگیر هیچ کداممان نمی شود و سالهاست هم بدنبال این گمشده می گردیم و انگار این ملخ های تردید و بی باوری هستند که هی به مزرعه همتمان هجوم می آورند و توان انتخاب و دیده شدن را از ما می گیرند و حتی پی آن را از انتخاب شده و انتخاب کنندگان هم نمی گیریم. ! و این هم شاید از سختی برف هایی است که در پیش از این به همت خوبی خدا بر نسل های قبلی مان بارید و سوز آن برف ها و نوشیدن آبهای سرد آن ، توان تفکرهای عمیق را از ما گرفته است.

به هرحال فصل، فصل انتخاب است و مثل ادوار پیشین ، بالاخره باید شهرمان بدون کرسی در سبزه زار بهارستان نباشد. اگر هم – خدای ناکرده – در انتخاب دچار تردید شویم ، یکی از این همه خوبان، گوی را می رباید و ره چندین ساله رفته را همچنان خواهیم رفت …!

در این همه خوبانی که هستند و با آن همه که از خوبی های خود می گویند، توان دیده شدن و پیدا کردن را برای همه مان سخت تر می کنند و مثل کتاب های هستند که تا خوانده نشوند، خوب و مفید بودنشان برای خواننده گیج و منگ است.!

راستی که بازی سیاست چه پر فریب و حیلت ساز است. ! اگر مواظب چشم ها و زبان و گوش هایمان نباشیم و رضای خالق و مخلوق را فراموش کنیم ، حق الناس را پایمال کرده ایم و اندوه حسرت سال های بعد را برایمان به جا خواهد گذاشت. هر چند که این حسرت، سال هاست که قرین تفکر و اندیشه های ماها شده است !!

از هر چه تعابیر و الفاظ غیرت انگیز و هیجانی که باشد را در این چندین دهه های رفته ، شعار شور سیاسی و تبلیغ هامان کرده ایم و حتی پیشتر هم بسیار کلام روحانی وحی را لقلقه شعارها نوشتیم و نوشته ایم اما دریغ و درد که به اندازه سر سوزنی حرمت نکردیم و بی فهم گذشتیم .!

زمان در گذر است و دوباره های دیگری هم در راه است . انتخاب این زمانمان هم هرچه باشد ، گذشتنی است و با عقبه ای که از همدیگر سراغ داریم لب طاقچه عادت ، از یادمان خواهد رفت مگر اینکه لطف خدا بر همتمان پیش نهد گامی چند …!

همشهری خوبم : این نوشتارو نوشته های اینچنین حتی اگر هیچ اثری نداشته باشد حداقل می تواند به عنوان ناگفته های من و تویی باشد که همه مان می خواهیم بگوییم ولی یا توان آن نیست و یا وقت آن . خوب میدانم این کلمات دغدغه همه ماها هست پس خدا را شکر که این قلم و قلم های بیشتر و بهتری می توانند بر سینه بی جان کاغذ و سایت بنگارند تا شاید جایی و یا در محکمه وجدانی بدهکار نشویم که چرا نگفتیم و خوب شد که با حداقل بضاعتمان به تذکار همدیگر روی آوردیم. حرف دل من و تو اینست که همه مان دیده شدن و پیشرفت سمیرم را با همه حدودات آن داریم ، با آنهایی هستم که اهل فهمند و بسیار بهتر هستند از من و امثال من که حرف های خوب ، ایده های ماندنی برای آبادانی و سرافرازی این دیار کهن بوم و بر سمیرم بدون حاشیه و پرانتز را دارند اما نمی دانم که چرا با چراغ خاموش گرد شهر می گردند و آنهایی که محصلان امروزند و نخبه های فردای این دیار -اگر که باورشان کنیم-  شاید از آنهمه که الان هستند منتخب های بعدی مان خواهند بود . از بد گفتن ها و بی تفاوتی ها و تخریب و افتراء و… هیچ چیزی عاید هیچ کس و یا گروهی و.. نشده و نمی شود و فقط ایجاد نفرت و فاصله ها را فراهم ساخته و می سازد .همان چیزی که امروز و هر روز برای رفع آن و پر کردن این فاصله ها ، به هر لحن و کلامی دستاویز شده ایم .

چه بهتر نیست که یکبار برای همیشه، خوب و درست انتخاب کنیم و دست از لجاجت و بهانه جویی سامری برداریم و به منطق جمعی اندیشه کنیم که سمیرم را با تمام چهارحد سرنشینش دوست بداریم و نخواهیم دیگر بار، قصه پر غصه ای بنام ««در جستجوی زمان از دست رفته»» را برای نسلهای بعدتر بنویسیم که توان خواندن و فهمیدن را برای آنها سخت و زمخت کنیم.؟!
آیا وقت آن نیست که شروع کنیم . قضاوت با شما!؟

رحمت اله افشاری

دسته بلاگ: